ابو القاسم راز شيرازى

50

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

تكميل يابد نظير عرش است در عالم كبرى ؛ زيرا كه صفت رحمانيّت مستوى بر عرش است و به واسطهء آن فيض رحمت به تمامى موجودات اين عالم كبير آنا فآنا مىرسد . و ظهور نور روحانيّت مستولى بر دل است و به واسطهء آن فيض روح به عالم صغراى انسانى مىرسد . امّا عرش ، مستعدّ ظهور تمام اسماء و صفات كماليّهء الهيّه نيست ، و مظهريّت آن خاصّ به صفت رحمانيّت است كه : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى « 188 » . و قلب ، مستعدّ ظهور جميع اسماء و صفات كماليّه الهيّه است به واسطهء فيض روح قدسى كه : وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي حاصل است ؛ كما قال اللّه تعالى : وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها . دليل بر اين مطلب آنكه امداد فيضى كه از حقّ جلّ و علا به موجودات جسمانيّه مىرسد امداد فعلى آثارى است از حقّ در وجودات اجسام ، و امدادى كه از حقّ جلّ و علا به واسطهء روح و قلب به عالم صغير انسانى مىرسد امداد صفاتى و ذاتى است از حقّ تعالى ؛ زيرا كه علاوه بر نور وجود ، انوار حيات و قدرت و علم و سمع و بصر و اراده و كلام به سبب امداد فيض صفاتى و ذاتى است كه به واسطهء روح و قلب

--> ( 188 ) - خداوند رحمن بر عرش الهيّهء خويش مستوى و محيط است ( يعنى قدرت غلبه و استيلاى او به همه جا يكسانست ) : سورهء 20 آيهء 5 . ( در حاشيهء كتاب در تأييد و توضيح مطالب متن اين ابيات كه ذيلا آورده مىشود از گلشن راز نقل شده است ) : مشو محبوس اركان و طبايع * برون آى و نظر كن در صنايع تفكّر كن تو در خلق سماوات * كه تا ممدوح حقّ گردى در آيات ببين يكره كه تا خود عرش اعظم * چگونه شد محيط هر دو عالَم چرا كردند نامش عرش رحمان * چه نسبت دارد آن با قلب انسان چرا در جنبش‌اند اين هر دو مادام * كه يك لحظه نمىگيرند آرام مگر دل مركز عرش بسيط است * كه اين چون نقطه آن دور محيط است ؟ برآيد هر شبانروزى كمابيش * سراپاى تو عرش اى مرد درويش براى فهم معانى عرشى اين ابيات به « شرح گلشن راز » تأليف « شيخ لاهيجى » رجوع شود .